همه چیز  درباره دادگاه تجدید‌نظر

• دادگاه تجدید نظر و هر آن چیز که باید در مورد دادگاه تجدید نظر بدانید: امروزه با توجه به مشکلات فراوان در جامعه و خصومت بین افراد باعث گردیده تا در دادگاه ها شاهد پرونده های قضایی بسیاری باشیم. پروندهایی که همیشه هم یک طرف دعوای آن پیروز و طرف دیگر دعوا بازنده از دادگاه خارج می شوند. ولی این پایان داستان نیست و بازندها ی دعوا در اکثر مواقع دست بردار نمیباشند ، دست به اعتراض زده و به دادگاه تجدید نظر رو می آورند و از دادگاه تجدیدنظر درخواست رسیدگی مجدد می کنند. دادگاه تجدید نظر یک درجه بالاتر از دادگاه بدوی می باشد که در ادامه به معنی دادگاه تجدیدنظر ، موارد تجدید نظر ، تجدید نظر خواه ، تجدید نظر خوانده ، جهات و همچنین اعضای دادگاه تجدید نظر خواهیم پرداخت.

• معنی تجدید نظر:

تجدید نظر در لغت همانگونه که در فرهنگ فارسی معین ذکر گردیده یعنی از سر گرفتن یا بررسی مجدد در واقع مفهوم اصطلاحی تجدید نظر از معنی لغوی آن دور نمی‌شود. تجدید نظریا استیناف در اصطلاح یعنی رسیدگی ماهوی دوباره به یک دعوا که از عنوان یاد شده در باب قضاء سخن رفته و احکامی بر آن مترتّب گشته است. در حقیقت تجدید نظر دوباره قضاوت کردن امری است که بدواً مورد قضاوت قرار گرفته و به نوعی بازبینی اعمال دادگاه بدوی است. در نتیجه دادگاه تجدیدنظر از همان اختیاراتی برخوردار است که دادگاه بدوی دارا است یعنی هم نسبت به امور موضوعی و هم نسبت به امور حکمی رسیدگی و قضاوت می‌نماید.

• دادگاه تجدید نظر چیست؟

ما همه انسان هستیم و هیچ کدام مبرا از هرگونه خطا و اشتباه هم نخواهیم بود. قضات هم از این امر مستثنا نیستند و گاهی بیم و احتمال اشتباه هم از آنان می رود. حتی بهترین قضات هم می توانند در معرض اشتباه و لغزش قرار بگیرند در نتیجه قانون گذار محترم ترتیبی را اتخاذ نمودند تا اگر طرفین دعوا که نسبت به حکم اعتراضی داشته و حکم و آرای دادگاه بدوی را بر خلاف واقعیت دانستند حکم آن قاضی مورد بازبینی قرارگرفته و به آن دعوا با همان موضوع مطروحه مجددا رسیدگی و مورد بازبینی قرار گیرد که این بازبینی را قضات دادگاه تجدیدنظر که از نظر سوابق بالاتر از قضات دادگاه بدوی می باشند را به عهده میگیرند.

• تجدید نظر خواه کیست؟

همانگونه که مستحضر هستید در دادگاه بدوی به یک طرف دعوا که شروع کننده و خواهان مطالبه حقوق خود می باشد را خواهان دعوا می نامند و طرف مقابل دعوا را خوانده می نامند. ولی در دادگاه تجدیدنظر آن طرف از دعوا که حکم دادگاه بدوی بر علیه او صادر شده و دادخواست تجدید را ارائه می نماید را تجدید نظر خواه و طرف مقابل تجدید نظر خواه را همیشه تجدید نظر خوانده می نامند.

دادگاه تجدید نظر
چکش قانون تجدیدنظرخواهی

• ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی

قاضی مکلف است هنگام رسیدگی به دعوا به دلایل طرفین دعوا توجه نماید. در غیر این صورت ، می توان از رأی تجدید نظر خواهی نمود. البته بی توجهی قاضی به دلایل مطرح شده طرفین دعوا در صورتی جهت تجدید نظر خواهی محسوب می شود که با دلیل ارائه شده بتوان دعوا را اثبات کرد و به نوعی دلیل از توان اثباتی برخوردار باشد والی با عدم توجه قاضی به دلایل بی مورد به دعوا نمیتوان درخواست تجدید نظر خواهی کرد.

• ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رای

در صورتی که قاضی صلاحیت رسیدگی به دعوا را نداشته و تجدیدنظر خواه عدم صلاحیت قاضی را در دادگاه عالی انتظامی قضات اثبات کند ، می تواند نسبت به رأیی که قاضی صادر کرده است تقاضای تجدید نظر خواهی کند. همچنین ، در صورتی که یکی از جهات رد دادرس در قاضی وجود داشته باشد و با این وجود ، رأی صادر کند ، می توان نسبت به حکم صادره تجدید نظرخواهی نمود.

• ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی یا مقررات قانونی

رأی دادگاه باید مستند به مواد و اصول قانونی باشد. ادعای مخالف بودن رأی دادگاه با مقررات قانونی یا موازین شرعی یکی دیگر از دلایل تجدید نظرخواهی است.

• آراء قابل تجدید نظر

الف) آراء قابل تجدید نظر در دادگاه های حقوقی که درماده 331 قانون آیین دادرسی مدنی نیز ذکر شده است:

  • احکام صادره در دعاوی مالی که خواسته یا ارزش آن از سه میلیون ریال متجاوز باشد. (مادۀ ۳۳۱ ق.آ.د.م بند الف).

چنانچه خواسته  در دادخواست سه میلیون ریال باشد و تا پایان اولین جلسۀ دادرسی خواهان آنرا به بیش از سه میلیون ریال افزایش دهد حکم صادره که در این حالت قطعی محسوب نمی‌گردید و قابل تجدید نظر خواهد است. هم چنین در صورتی که خواسته مندرج در دادخواست بیش از سه میلیون ریال باشد و تا قبل از صدور حکم به سه میلیون ریال یا کمتر کاهش یابد حکم صادره قطعی خواهد بود.

  • کلیه احکام صادره در دعاوی غیر مالی قابل تجدید نظر می‌باشند و تفاوتی ندارد که دعوا غیر مالی ذاتی و یا غیر مالی اعتباری باشد. (مادۀ ۳۳۱ بند ب).
  • حکم راجع به متفرعات دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل تجدید نظر باشد.(ماده ۳۳۱ بند ج)

منظور از متفرعات ، دعوای حقوقی است که علاوه بر اصل خواسته قابل مطالبه بوده و مستلزم اقامۀ دعوای مستقل نباشد و به صرف درخواست آن در دادخواست قابل رسیدگی باشد که از جملۀ آنها می‌توان به هزینۀ دادرسی، حق الوکالۀ وکیل، خسارات ناشی از تأخیر در ادای دین و یا عدم تسلیم خواسته، هزینۀ واخواست اسناد تجاری و… چنانچه در حکم نسبت به آن اتخاذ تصمیم شده باشد ، اعم از اینکه خوانده محکوم به پرداخت آن شده یا خواهان در این خصوص محکوم به بی‌حقی شده باشد ، قابل تجدید نظر است. در این خصوص تفاوتی بین دعاوی مالی و غیر مالی وجود ندارد و تفاوتی ندارد که متفرعی که مورد خواسته و یا حکم قرار گرفته کمتر و یا بیشتر از سه میلیون ریال باشد و حکم راجع به اصل دعوا مورد درخواست تجدید نظر قرار گرفته شده باشد یا نگرفته باشد.

• قرار های قابل تجدید نظر: 

قرار‌های قاطع دعوا در صورتی که حکم راجع به اصل دعوا قابل درخواست تجدید نظر باشد. که این قرارها در ماده ۳۳۲ ق.آ.د.م بدین شرح می‌باشد:

  • قرار ابطال دادخواست یا قرار رد دادخواست که از دادگاه صادر شده باشد
  • قرار رد دعوا یا عدم استماع دعوا
  • قرار سقوط دعوا
  • قرار عدم اهلیت یکی از طرفین دعوا
بنابراین قرارهای اعدادی یا مقدماتی مستقلاً قابل تجدید نظر نمی‌باشد.

ب) در امور کیفری آرای تجدید نظر که در ماده 232 آیین دادرسی کیفری ذکر گردیده به شرح ذیل می باشد:

  • جرائمی که مجازات قانونی آنها اعدام یا رجم است.
  • جرائمی که به موجب قانون مشمول حد یا قصاص نفس و اطراف می‌باشد.
  • ضبط اموال بیش از یک میلیون ریال و مصادرۀ اموال.
  • جرائمی که طبق قانون مستلزم پرداخت دیه بیش از خمس دیه کامل است.
  • جرائمی که حداکثر مجازات قانون آن بیش از سه ماه حبس یا شلاق یا جزای نقدی بیش از پانصد هزار ریال باشد.
  • محکومیت‌های انفصال از خدمت.

• تجدید نظر خوانده کیست؟

با عنایت و توجه به تعاریفی که در نوشته فوق از شخص تجدید نظر خواه داشتیم متوجه شدیم که تجدید نظر خوانده همان شخصی است که در دعوای بدوی حکم به نفع او صادر گردیده و با اعتراض طرف مقابل دعوی خود رو برو گشته که در دادگاه تجدیدنظر لقب تجدید نظر خوانده را به خود اختصاص داده است. در واقع تجدید نظر خوانده می تواند خواهان یا خوانده دعوای بدوی بوده باشد که آرای دادگاه بدوی به سود او بوده است.

• جهات تجدیدنظر:

منظور از موارد یا همان جهات تجدید نظر خواهی ، دلایلی هستند که در صورت وجود داشتن آنها می توان از رأی صادر شده از دادگاه بدوی ، در مهلت مقرر تجدید نظر خواهی نمود. تجدید نظر خواه ، اصولا باید اعلام کند که به چه دلیل از رأی صادر شده اعتراض دارد. در این خصوص ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی جهات تجدید نظرخواهی در امور حقوقی را بیان نموده است. البته توجه به این نکته ضروری است که  لازم نیست تجدید نظر خواه در دادخواست تجدید نظر خود به جهات تجدید نظر خواهی اشاره کند ، اگر تجدید نظرخواه به یکی از این جهات استناد نماید و دلیل دیگری هم موجود باشد ، دادگاه تجدیدنظر به آن نیز رسیدگی می کند.

در امور کیفری و در امور مدنی، این جهات ذکر گردیده که به طور مختصر عبارتند از:

  • ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه؛
  • ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود؛
  • ادعای عدم توجه قاضی به دلایل ابرازی؛
  • ادعای عدم صلاحیت قاضی یا دادگاه صادر کننده رأی؛
  • ادعای مخالف بودن رأی با موازین شرعی یا مقررات قانونی.

در ادامه به بررسی جهات بالا خواهیم پرداخت.

• ادعای عدم اعتبار مستندات دادگاه:

زمانی که دادگاه با استناد به موضوع یا قانونی رأیی را صادر کرده است اما آن قانون یا موضوع به دلیلی بی اعتبار بوده باشد ، می توان از آن رأی تجدید نظر خواهی کرد. مانند اینکه در رأی به قانون نسخ شده ای استناد شده باشد.

• ادعای فقدان شرایط قانونی شهادت شهود:

از آن جهت که شهادت شهود یکی از دلایل ثابت کننده دعوا است ، در صورتی که شاهد یا شاهدین ، شرایط قانونی شهادت را نداشته باشند و به استناد شهادت وی حکمی صادر شده باشد ، می توان از آن رأی تجدیدنظر خواهی کرد .

موسسه حقوقی
فرو درخواست وکیل
بیمه بیکاری و پرداخت آن
فهرست